شازده كوچولو در روهاي بهار 92
مرد كوچك ما اين روزها به مرحله ديگري از رشد روحي و رواني خودش رسيده.
موضوعي به عنوان "مال من" را چند روزي ست به خوبي درك مي كند. به گونه اي كه از آنچه كه دارد در قبال ساير بچه ها محافظت مي كند و به محض اينكه دارايي هايش را در خطر مي بيند عكس العمل هاي مختلفي از كشمكش براي گرفتن آن وسيله تاااا گريه هاي سوزناك نشان مي دهد.
سه چرخه هديه پدربزرگ و مادربزرگ اين روزها در دايره نواميس پسركم قرار گرفته است.
مرد كوچك خانه ما اگرچه در جمع خانوادگي يمان كوچك ترين عضو ست اما در جمعي ديگر ارشد كلاس محسوب مي شود و به گفته مربي اش معلم ساير شيرخواران كلاس براي آموزش شيطنت هايي ست كه ساير بچه ها نمي دانند.
با سر رسيدن مهمان از راه در مدت زمان كوتاهي تك تك اسباب بازي ها از محلشان خارج و بعد از كمي بازي رها شده و نوبت مورد بعدي ست.
عاشق حلقه لاغري عمو سعيد مهربان و صبور ست. صداي خنده و شادي بازيشان زيباترين لحظات زندگي م را رقم مي زند.
پسري بسيار پاكيزه و با سليقه ست به گونه اي كه بعد از خرج كردن يك عدد دستمال از جعبه و گرفتم دماغ مبارك خودش و ساير اعضاي حاضر بلافاصله آن را به سطل آشغال منتقل مي كند.
عاشق سطل برنج و حبوبات مادر است. البته ديگر خبري از حبوبات و برنج آن هم به صورت جداگانه نيست به لطف پسري همگي با هم مخلوط شده اند.
شيرطالبي جزء محبوب ترين انواع شيرهاي طعم دارش ست. نوووش جان مادري
تخت مامان و بابا بهترين و محبوب ترين جاي ممكن براي شيطنت و ورجه ووورجه مرد كوچكمان شده.


شازده كوچولو در روهاي بهار 92
