، تا این لحظه: 13 سال و 9 ماه و 9 روز سن داره

آرمان

آرمان در دهمين ماه تولدش

1392/8/18 10:00
نویسنده : مامان آرمان
135 بازدید
اشتراک گذاری

اما بگويم از شازده كوچولوي خانه ما

وروجك خانه ما اين روزها كه مي رود دهمين ماه تولدش را به پايان برساند به شيريني باقلوا شده است.

ديگر بغل نمي خواهد اصلا و ابدا. به جايش مي خواهد آزاد و رها مبل و ديوار را بگيرد و راه برود، در كمدها را باز كند و محتواتشان را بيرون بريزد. به محض اينكه مادر اسباب بازي هايش را در سبدشان ريخت خود را رسانده و دوباره آن ها را بيرون بريزد.

اولين سرماخوردگي اساسي عمرش را تجربه مي كند.

دندان بالايي اش درآمده و 3 دندانه شده است.نیشخند

به محض ديدن سيني و بشقاب غذاي بزرگترها هر جا كه باشد خودش را رسانده و دست به سوي آن دراز مي كند.ماچ

سحرخيز ست و ساعت 6:45 به اتفاق مادرش راهي مهدكودك مي شود. خاله حميده مهربان از او اظهار رضايت مي كند.

عاشق نان برري است.خنده

از ميوها ها موز را بيش از همه مي پسندد.

چرخ و پستانك هنوز هم ارزشمندترين داشته هاي او هستند.

مرتب در حال صحبت كردن است و انواع و اقسام صداها و غرش هاي ترسناك را توليد مي كند.

 دستانش را به آغوش هر كسي كه دم در خانه باشد و بيرون را نشانش دهد باز مي كند.افسوس

عاشق كتاب ست و صد البته پاره پاره كردن آن.مژه

پسندها (0)
شما اولین مشوق باشید!

نظرات (0)

niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به آرمان می باشد