پسری در 5 ماه و 20 روزگی
می می نی قصه ما بلایی شده است این روزها. شیر رو با کلی مکافات و بعد از یک ساعت بازی بازی کردن میل می فرمایند. البته اگر شیر مادر رو در شیشه تعارفشان کنی صد البته بهتر میل می کنند اما آن هم داستان جویدن سر شیشه و این ور آن ور انداختنش را دارد.
چرخ میزند این دردانه و از شکم به پشت می چرخد. برای گرفتن هر چیزی که برایش جذاب باشد دست ها را باز کرده و خودش را پرتاب می کند. در بغل کلا در حال بابالا و پایین پریدن تشریف دارند.
و اما موقع غذا خوردن سفت سفت دهانش را می بندد مبادا چیزی وارد شود همام یک لقمه ای که به تصادف و در حین آ آآآ و اووووو کردن میل می کنند هم بیرون می دهد. خلاصه بعد از هر وعده غذا شستشوی کامل گردن دست ها و لباس ها الزامی است.
همین بلا بلا پسر اگر مشغول خوردن چیزی باشی و به ایشان تعارف نکنی علی الخصوص خوراکی های غیرمجاز یا انقدر نگاه می کند تا در گلوی مبارک گیر کندد و یا اینکه با حمله ای گرفته و به سرعت به دهان می گذارد.
با غریبه ها میانه خوبی ندارد و به چشم بر هم زدنی لب و لوچه را جمع و جور و شروع به گریه می کند.
اما بگویم از آوار خواندهایش. به بههههههههههه


پسری در 5 ماه و 20 روزگی
